معرفی و سرگذشت میگو
دیگه تقریبا میشه گفت نتبوکها مدت زیادیه که وارد بازار شدهاند. همهٔ ما حداقل اسماش رو شنیدهایم و ویژگیهاش رو میدونیم یا از نزدیک اونها رو دیدهایم یا حتی یکی از اونها رو داریم (مثل من).
اولین نتبوکها با شکل و شمایل امروزی، Eee PC های ASUS بودند. بعد از ارائهٔ این نوتبوکهای کوچک، شرکتهای دیگه هم وسایلی شبیه این دستگاهها رو ساختند و برای اولین بار کلمهٔ «نتبوک» بین افراد رایج شد. مسلما چون این دستگاهها خیلی تازهوارد بودند و اندازهٔ کوچکی داشتند و طبیعتا برای اینکه قیمتشون مناسب باقی میموند، باید با سختافزار ضعیفتری عرضه میشدند، نرمافزارها و سیستمعاملهای آن زمان زیاد با نتبوکها سازگار نبودند. مثلا سیستمعاملهای اون زمان، برای یک نتبوک زیادی سنگین بودند و چون برای مونیتورهای نسبتا بزرگ ساخته شده بودند، زیاد درگیر بهینهسازی فضای دسکتاپ نبودند. استقبال خیلی زیاد از نتبوکها باعث شد که بخش نرمافزار هم راه بیفته و حتی بعضی شرکتها، مثل کانونیکال، نسخهٔ مخصوص نتبوک سیستمعاملشون رو ارائه بدن. البته باز هم گنو/لینوکس (بهدلیل آزاد بودن) پیشگام تولید سیستمعامل برای نتبوکها بود و در مدت کوتاهی تعداد زیادی توزیع که مخصوصا برای نتبوکها ساخته شده بودند، عرضه شدند که اینجا میتونید یک لیست از اونها رو ببینید.
یکی از این توزیعها که هیچوقت هم جدی گرفته نشد، Moblin بود. اینتل پروژهٔ موبلین رو راهاندازی کرد و بعد از مدتی هم اون رو به بنیاد لینوکس داد. موبلین از GTK استفاده میکرد، RPM-Based بود و تا نسخهٔ ۲.۱ هم توسعه داده شد. ضمنا وسایلی هم با Moblin وارد بازار شدند که البته خیلی کم بودند.

- تصویر از ویکیپدیا
بعد از مدتی، یک خبر خیلی هیجانانگیز منتشر شد: موبلین و مائمو ادغام شدند!
Maemo یک توزیع گنو/لینوکس از نوکیا بود که نوکیا مخصوص یکسری از وسایلاش ساخته بود. این توزیع برخلاف موبلین، Deb-Based بود و از Qt استفاده میکرد. مائمو ۴ که در تبلت اینترنتی N810 نوکیا بهکار گرفته شد، کمکم معروف شد. با عرضهٔ N900 (که البته یک موبایل بود، نه یک تبلت اینترنتی)، مائمو واقعا معروف شد و عدهٔ زیادی این موبایل رو خریدند و از قدرتاش لذت بردند. اما زمان خیلی زیادی از عرضهٔ Maemo 5 و N900 نگذشته بود و تازه قرار بود که Maemo 6 همراه با N950 عرضه بشه که خبر ادغاماش با Moblin منتشر شد. اون هم با یک اسم جدید که تقریبا حد وسط اسم دوتاشون بود: MeeGo.
اینتل و نوکیا این تصمیم رو در کنگرهٔ جهانی موبایل ۲۰۱۰ اعلام کردند. میگو قرار بود هم برای موبایلها قابل استفاده باشه، هم برای نتبوکها (یا وسایل دیگهٔ شبیه اونها). برای همین برای دو معماری x86 و ARM تولید میشه. میگو بعضی از ویژگیهاش رو از موبلین گرفته و بعضی دیگه هم از مائمو. الان هم که یک سال و سه-چهار ماهی از ارائهٔ نسخهٔ ۱.۰ میگذره، میگو به نسخهٔ ۱.۲ رسیده (البته نسخهٔ ۱.۲ دقیقا ۶۱ روز پیش منتشر شد) و قراره اکتبر امسال نسخهٔ ۱.۳ رو هم ببینیم.
مراحل دانلود و نصب روی فلش
برای دانلود میگو ۱.۲، به این صفحه برید و روی «Download the live image» کلیک کنید. میگو پیشفرض از مرورگر کرومیوم استفاده میکنه و اگه دوست دارید میگو رو با کروم داشته باشید، فایل ایمیج رو اینجا دانلود کنید. البته باید با توافقنامهٔ گوگل پیش از دانلود ایمیج میگوی کرومدار، موافقت کنید. بعد از دانلود، باید فایل محتویات فایل img رو توی یک فلش بریزید. البته منظور این نیست که فایل رو باید در فلش کپی کرد و بعد اون رو بوت کرد! برای انتقال محتویات فایل ایمیج، چند راه وجود داره که در این آدرس هم بهش اشاره شده. اینجا چگونگی این کار در لینوکس و ویندوز نشون داده میشه.
در گنو/لینوکس
۱- استفاده از dd: به ترمینال برید و وارد حساب ریشه بشید. بعد از این کار تنها کافیه این دستور رو بزنید:
dd bs=4096 if=<image file> of=<usb drive>
که مسلما باید به جای <image file>، آدرس ایمیج میگو روی کامپیوتر و بهجای <usb drive> هم، آدرس درایو فلش در گنو/لینوکس رو جایگزین کنید. البته با اینکار، همهٔ محتویات فلش، پاک میشه.
۲- استفاده از اسکریپت خودکار نصب: برای استفاده از این روش باید حداقل پایتون ۲.۴ رو داشته باشید که فکر نمیکنم در حال حاضر کسی روی گنو/لینوکساش پایتون نداشته باشه. اول این اسکریپت رو دانلود کنید و با اسم image-writer ذخیرهاش کنید. حالا با حساب ریشه در ترمینال، بزنید:
chmod a+x ./image-writer
بعد، فلش رو به کامپیوتر وصل کنید و این رو در ترمینال وارد کنید:
./image-writer <image file>
باز هم واضح و مبرهنه که باید بهجای <image file>، آدرس فایل img میگو رو وارد کنید. بعد هم از شما برای فرمتکردن فلش تایید میخواد که برای نصب میگو روی فلش، باید تاییدش کنید.
چون استفاده از dd یه کمی خطرناکه و اگه آدرسها رو اشتباهی بدید، ممکنه کامپیوتر به فنا بره، این روش توصیه نمیشه. برای همین روش دوم که امنتره، بیشتر پیشنهاد میشه.
در ویندوز
برنامهٔ Win32DiskImager.exe رو دانلود کنید. اون رو بعد از دانلود اجرا کنید. فایل ایمیج رو به برنامه معرفی کنید. درایو فلش رو انتخاب کنید. دکمهٔ Write رو بزنید. حله!
بررسی میگو ۱.۲
بعد از نصب میگو روی فلش، سیستم رو با فلش بالا بیارید. سرعت بالا اومدن میگو نسبتا خوبه و روی سیستم من (با ASUS Eee PC 1015 P و یک فلش نهچندان پرسرعت)، حدود ۳۸-۳۹ ثانیه، از زمان انتخاب Boot MeeGo تا لود شدن کامل دسکتاپ، طول کشید. اولین تصویری که از دسکتاپ میبینید، چیزی شبیه تصویر زیره.

کلا میگو ظاهر قشنگی داره و بیشتر افراد رو به استفاده ازش ترغیب میکنه. در بالای صفحه، چند تا زبانه هست که در اونها برنامهها و راههای دسترسی به تنظیمات سیستم وجود داره. این زبانهها به ترتیب اینها هستند:
Myzone (صفحهٔ اصلی که خلاصهٔ وضعیت رو نشون میده)، Zones (برای دسترسی به برنامههایی که باز هستند)، Applications (برای دسترسی به همهٔ برنامههای نصب شده روی سیستم)، Status (برای نشوندادن شبکههای اجتماعی شما)، People (نشوندادن افرادی که آنلاین هستند)، Internet (دسترسی به مرورگر کروم(یوم) بهصورت مستقیم)، Media (پخش موسیقی و ویدیو)، Devices (دسترسی به درایوها و بعضی پوشهها و تنظیم صدا و روشنایی مونیتور)، Bluetooth (توضیح نمیخواد دیگه!) و Networks (تنظیم همهٔ شبکههایی که اطراف سیستم وجود دارند یا سیستم به اونها وصل هست). در انتها هم دو بخش تنظیم ساعت و باتری وجود دارند.
![]()
میگو بیشتر برای کارهای اینترنتی ساخته شده و برای همین، خیلی تعجب نداره که برنامههای زیادی رو توش ببینیم نبینیم. همونطور که گفتم، نسخهٔ عادی میگو، از کرومیوم استفاده میکنه که خیلی خوب از زبان فارسی پشتیبانی میکنه و تقریبا مشکل خاصی با زبان فارسی نداره. برای چککردن ایمیل و کلا سازماندهی کارهای شخصی، میگو Evolution رو به شما عرضه میکنه که خودم شخصا زیاد دل خوشی ازش ندارم و بهنظرم برنامهٔ دلچسبی نیست. برای چتکردن و این کارها، Empathy در اختیار شماست که برخلاف اولوشن، نظر خوبی در موردش دارم. البته امپاتی خیلی جمع و جوره و امکاناتاش خیلی کمه. برای میکروبلاگینگ Gwibber وجود داره که نمیدونم چرا در میگو تنها از Facebook و یه شبکهٔ خیلی عجیب بهنام SmugMug پشتیبانی میکنه!

برای گوشدادن به موسیقی، Banshee رو روی میگو نصب کردهان که هم یک موزیک پلیر هست، هم ویدیو پخش میکنه. بانشی این اواخر پیشرفت خوبی داشته و حتی اوبونتو در نسخهٔ ۱۱.۰۴ هم بهجای Rhythmbox، از بانشی استفاده کرد. پیشفرض روی میگو، ۷ تا آهنگ هست که بهنظرم یکی از یکی عجیبتر هستند!

روی میگو ۵ بازی هم پیشفرض نصب هست که بازیهای خوبی هستند. این ۵ بازی، AisleRiot Solitaire، Frozen Bubble، Mines، Neverball و Neverputt نام دارند.
برنامهٔ مشاهده تصویر در میگو، gThumb هست که بهنظرم خیلی بهتر از Eye of GNOME که روی اکثر توزیعهای گنومی نصبه کار میکنه. برای استفاده از وبکمتون هم میتونید از Cheese استفاده کنید و با وبکم، عکس و فیلم بگیرید.
برای تغییر تنظیمات سیستم، باید در زبانهٔ سوم و بخش Accessories، برنامهٔ Settings رو اجرا کنید. اونجا میتونید پسزمینه و گذرواژه و تنظیمات کیبورد و … رو تغییر بدید. در بخش کیبورد، میتونید کیبورد موردنظرتون رو نصب کنید که فارسی هم جزو اونهاست. البته من هر چی گشتم، نتونستم کلید تغییر زبان رو پیدا کنم و تنها با انتخاب فارسی بهعنوان کیبورد اصلی تونستم فارسی تایپ کنم. ضمنا میگو از فونت Droid استفاده میکنه.

برای حذف و نصب برنامهها، باید در زبانهٔ سوم و بخش System Tools، برنامهٔ Manage Apps رو انتخاب کرد که در واقع همون PackageKit هست. در مخازن میگو، برنامههای زیادی وجود نداره و آزادی زیادی برای تغییر بنیادی میگو نخواهید داشت. البته شاید بشه بعضی پکیجهای RPM رو روی میگو نصب کرد.

برای خاموش کردن سیستم، من هیچ دکمهای روی صفحه ندیدم و تنها با فشار دادن دکمهٔ Power دستگاه، دکمهٔ خاموش روی صفحه ظاهر میشه. خاموش شدن سیستم خیلی سریع بود و نتبوک من بعد از ۶-۷ ثانیه خاموش شد.
با همهٔ اینها، میگو فعلا به درد من نمیخوره. میگو هنوز راه زیادی تا کامل شدن داره. گاهی اوقات هنگام کار کردن با میگو، آدم کاملا احساس میکنه که میگو هنوز برای یک نتبوک کاملا بهینه نشده. ضمنا، اون مقدار آزادی عملی که من میخوام، در اختیارم نمیذاره. برنامههاش هم که هنوز خیلی کماند. شاید بهتر باشه صبر کنیم تا نسخههای بعدی میگو هم بیرون بیاد و ببینیم که در چند سال آینده، وسایل دور و برمون، میگو دارند یا نه…
اگه از میگو خوشتون اومده، میتونید از اینجا یه آواتار میگو یی برای خودتون بسازید!
* نوکیا بعدا اعلام کرد که دیگه از میگو پشتیبانی نمیکنه و موبایلهای آیندهاش Windows Phone 7 خواهند داشت! البته قراره یک سری موبایل با میگو هم تولید کنه که N9 با میگو یکی از اونهاست.
این مقاله، از طریق فرم ارسال مطلب توسط *احمد* برای LinuxReview ارسال شده است. از طرف تیم LinuxReview از زحمات ایشان تشکر میکنیم.
یعنی فقط میتونم بگم عالی بود
به عنوان یکی از اعضای تیم صمیمانه ازت تشکر میکنم
امیدوارم نوشته های بیشتری ازت به دستمون برسه چون فوق العاده بار بالایی داشت
ممنون eMan عزیز:) لطف داری. حتما سعی میکنم مطلبهای دیگهای هم برای لینوکسریویو بنویسم :)
خیلی عالی بود. خوشحال شدم که مطلبی به این حد کامل راجعبه میگو خوندم. خیلی چیز جدید یاد گرفتم! :)
مگه روی میگو نمیشه نرمافزارهای جدید نصب کرد و یا قبلیها رو آپدیت کرد؟
چرا میشه! اما برنامهها خیلی خیلی کماند. یعنی چیزی در حد هیچی :)
خیلی خوب و روان نوشته بودی. واقعا لذت بردم.
یه سوال: الان میگو کاملا زیر نظر اینتل هست؟ و نوکیا دیگه توش دخالت نمیکنه؟
ظاهرن هنوز نوکیا هم از میگو پشتیبانی میکنه. اما از خبرها اینطور بر میاد که اینتل خوب برای میگو داره خرج میکنه.
من مثل بقیه نیستم که نخونده به به چه چه کنم. واقعا مقاله خیلی خیلی بدی بود.
یه جا میگین:
یه جا دیگه:
بالاخره GTK بود یا Qt؟
یه جا دیگه گفتین:
اگه برای کارهای اینترنتی ساخته شده که باید برنامههاش کمتر باشه. چطوری جای تعجب نداره که برنامههای زیادی توش میبینی؟ نمونهش ChromeOS که تقریبا هیچ نرمافزاری روش نیست جز یه مرورگر
مرسی از دقتت بهروز جان.
مورد اول رو که تا مطلب منتشر شد متوجه شدیم. کم دقتی از ما بود. سریعا به احمد جان گفتیم و ایشون هم دارن اصلاحیه رو میفرستن.
مورد دوم هم خود احمد جان پاسخ میدن.
در ضمن. بابت اظهار لطفت توی گوگل پلاس در جواب به مهدی فتاحی ممنونیم…
خلاص بودن هم دنیایی داره…
بهروز عزیز، کاملن حق با شماست. اون دو تا قسمت اشتباه بودند که قسمت اولاش رو شاهین عزیز به من گفتند و ویرایشاش کردند. برای قسمت دوم هم، باید بگم یه کم اون قسمتها رو با عصبانیت نوشتم! آخه دیشب اون قسمت رو که نوشتم، یه دفعه پرید! برای همین مجبور شدم دوباره بنویسماش که دقت کافی نداشت :) این هم مدرک برای حرفام:
http://identi.ca/notice/79204142
احمد جان واقعا از بابت مقاله خوبت ممنونم ازت. خوشحال میشم باز هم مقالههای خوبت رو اینجا بخونم. یه سوال، یه گروهی چند وقت پیش (توی مشهد فکر کنم)، برای کار برای فارسی سازی یا هماهنگ سازی با زبان فارسی یا یه همچین چیزایی دور هم جمع شده بودن، میخواستم ببینم شما جزو همین گروه بودین؟ یا خبری از نتیجهی کار این گروه دارین؟
ممنون شاهین جان. راستاش من جزو اون گروه نبودم. قدیما یه ترجمههایی میکردم، اما الان پیر شدهام :)
راستی بهروز جان برای وب طراحی شدن با بر پایهی وب طراحی شدن فرق داره ها…
کروم او اس برنامه هاش بر پایه وب هست. ولی این برای وب هست. :-)
مثل این که شما متوجه نشدی قضیه چیه یا داری سعی میکنی بگی که مشکلی نیست. صحبت سر اینه که تعداد برنامههای MeeGO واقعا کمه. در حد همون evolution / banshee / empathy / chrome (جدا از network manager و تبهای این طوریش) پس اصلا اون قسمت که میگه تعداد برنامهها زیاد هستن خودش مشکل داره. بعدم ایشالا فارسی بلدین دیگه؟ یه بار دیگه جمله رو بخونین:
حس نمیکنین که به جای ببینیم منظور نبینیم بوده؟ سعی نکنین سریع سنگر بگیرین وقتی یکی بهتون ایراد میگیره وگرنه مثل ولی امر مسلمین جهان به هیچ وجه نمیتونین انتقاد دیگران رو قبول کنین و فکر میکنین وبلاگتون خروجی مستقیم کدهای کرنله.
سنگر گرفتن کدومه عزیز؟ :)
من که گفتم این رو خود احمد جان جواب بده بهتره. من اصلا در جریان نگارش این مطلب نبودم و اصلا هم تا حالا میگو رو تست نکردم.
فقط یه نکته که تو نظر شما به نظرم باعث سوء تفاهم میشد رو عنوان کردم. خودتون انتقاد میکنید جنبه انتقاد هم داشته باشین.
مرسی که وقت گذاشتی…
اصولا شما شمشیر رو از رو بستین با این سایت. سعی در پنهان کردن این دشمنی هم ندارین. نمونه های قشنگش توی گوپس و همه جا موجوده. در هر حال نمیدونم چرا بحث الکی میکنید.
مشکل رو گزارش کردید ما هم تشکر کردیم و گفتیم نویسنده بیاد پیگیری کنه. :)
میخوام یه اعترافی بکنم اونم این که از وقتی بچه بودم با سایت شما مشکل داشتم و هیچ ربطی به برخوردهای قبلیتون نداره و عدم دانش تو نوشتن مقالههاتون نداره. قبلا هم بهتون همین جمله رو گفتم و خیلی هم بهتون برخورده: کسی مجبورتون نکرده که مقاله بنویسین.
به خیال خودتون دارین دارین کار مثبت میکنین ولی کاملا اشتباه میکنین. اگه جای این که روزی ۶تا مطلب بنویسین بکنینش ۱مطلب ولی روش اندازه ۶تا مطلب وقت بزارین کاملا تفاوت کار رو متوجه میشین کسی هم بهتون نمیگه مگه مجبورین مقاله بنویسین. شدین شبیه خبرگزاریهای جمهوری اسلامی که پشت هم مطلب مینویسن و میگن آمریکا داره سقوط میکنه. حالا content شما فرق میکنه ولی سبکتون کاملا یکیه.
دوست عزیز با این روشی که شما میفرمایید تولید محتوا خیلی سخت میشه. نمیشه آدم هر نوشتهای که مینویسه بدون ایراد باشه که. این دوستان همهی تلاششون رو دارن میکنن ولی گاهی ممکنه اشکالی توی نوشته باشه که باعث سو تفاهم بشه. هدف اینها تولید محتوای غلط که نیست. از توی یک مقالهی به این بزرگی اون هم در شرایطی که هر کس کلی کار و دردسر دیگه داره طبیعیه که دو تا اشکال در بیاد. این دوستان حقوق نمیگیرن برای اطلاع رسانی. شما سخت نکنید قضیه رو.
شما اگر نوشتن بلدید چرا خودتون دست به قلم نمیشید تا ما اشکالات نوشتههای شما رو بگیریم به شما توهین کنیم؟! :دی
بله… نظرتون رو خوندم توی گوگل پلاس. پس اصولا بحث شما جوابی نخواهد داشت.
از نظر شما اگر یه نفر تو مطلبش اشکال وجود داشت باید از راه تخریب شخصیت و ضد حال زدن بهش فهموند تا دیگه از این غلطا نکنه…
به قول مهدی اینم یه راهه ولی نمیتونی توقع داشته باشی طرف قربون صدقه تون بره.
بهتر نیست با راه صحیح کمک کنید سطح بره بالا؟
سطح مطالب این سایت از روز شروع تا الان به نظرتون تغییر نکرده؟ چرا. بخاطر اینکه کاربرای دلسوز منصفانه نقدر کردن. نه با تخریب شخصیت و دلسرد کردن.
شما هم بهتون توصیه میکنم خودتون دست بکار شید و چند تا مطلب سطح بالا بنویسید تا جامعه کاربری استفاده کنه. اینطوری شاید بهتر درک کنید بعضی مسایل رو.
موفق باشید.
بهروز جان، اصلن با این کامنتات موافق نیستم. فکر کنم داری با عصبانیت تایپ میکنی. شاید جواب این کامنت، این باشه: «خب نخون». ولی این کارها بهنظرت درسته؟ من قبل از تو جواب میدم: «نه».
مرسی
مقاله خوبی بود؛
میخواستم یه چیزه دیگه هم بگم. این سیستم عامل قشنگه ولی هنوز نپخته. من حتی اگه یه نتبوک داشته باشم میخوام بتونم اون طوری که میخوام باهاش ور برم نه طوری که سیستم عامل بهم تحمیل کنه(با GUI منظورمه). واسه همین سمت این توزیع ها نمیرم.
یه سوال: در مورد ترمینال چیزی نگفتین. ترمینال هم داره؟ میشه نصب کرد؟ اصلا میشه از X اومد بیرون (مثلا با CTRL+ALT+F1) ؟
میگو ترمینال هم داره. زبانهٔ Applications و بخش System Tools.
درود
بهروز جان همیچین نوشتی مقاله خیلی بدی بود، منتظر بودم یه چندتا مشکل اساسی رو نوشته باشی.
اولا که این مطلب برای یه نفر تازه کار خیلی هم خوب به حساب میاد و اگر هم مشکلی وجود داره، باید از دوستان لینوکس ریویو ایراد گرفت که چرا قبل از انتشار دقت لازم رو به خرج ندادن
البته من این ایرادی که شما نوشتی رو ندیدم و به نظر میرسته که مطلب رو اصلاح کرده باشن.
در مورد ایراد دوم شما، جدای از این که این تیکه از مطلب کاملا نامفهوم نوشته شده و شما هم به درستی بهش اشاره کردی ولی یه فرق اساسی بین کروم او اس و میگو هست و اون هم نوع پردازشه. همون طور که خودتون هم میدونید کروم او اس از پردازش ابری استفاده میکنه و این کاملا طبیعیه که برنامههای زیادی روی خود نت بوک نصب نباشه ولی بر خلاف اون میگو به سختافزار وابسته است و به نظر من باید نرمافزارهای خیلی بیشتری رو پشتیبانی بکنه.
ای بابا
بخش نظرات توی گوگل ریدر محدود به همون چند تا نظر اول میشه و باقی نظرات رو نشون نمیده (لا اقل برای من که اینطوری بود)، آخرش باس این صافی شکن رو راه انداخت اومد توی سایت
دوستان که حسابی به جون هم افتادن و به لازم نبود من دیگه هیزم به آتیششون بریزم :-D
سلام دوستان عزیز .
ممنون از زحمتی که میکشید و امیدوارم با برخورد های دیگران از کارهاتون سرد نشید.حقیقت اینه مدت زیادیه که مطالب این سایت رو دنبال میکنم.
میخواستم خواهش کنم یک توزیع که نیاز کمی به اینترنت داشته باشد و موارد ضروری مثل codec , office , burnning tools , chat client , vlc m را داشته باشد و از KDE استفاده کند معرفی کنید . من خیلی گشتم و نهایتا به چاکرا رسیدم که اونم باید اینترنت با سرعت بالا داشت . لطفا منو راهنمایی کنید.
درود.
میتونید پاردوس رو در نظر داشته باشید. توزیع بسیار خوب و کم دردسری هست که بررسیش رو همینجا پیدا میکنید.
من بهتون آریوس رو پیشنهاد میکنم که کار دوست خوبمون مهدی فتاحی هست و از اوبونتو گرفته شده و ظاهری بسیار زیبا داره و همینطور نسخهی ایرانیش شامل نرمافزارهای مناسبی برای ایرانیزبانهاست. فکر میکنم خرید دیویدیش هم از طریق اینترنت مقدور باشه.
http://www.arioslinux.org
که البته میزکارش کی دی ای نیست. :)
مقاله ی مفید و خیلی خوبی بود
خوشحالام که مقاله رو پسندیدی حسین عزیز :)
شما میتونید mint , slackware رو هم امتحان کنید؛
ممنون اقای احمد
شرح معقول و بی طرفانه ای بود . سبک نگارشتون هم خوبه ( صمیمی هست ! )
موفق باشی
ممنون :)
من خیلی دوست دارم
سلام. من می خواستم می گو رو روی پی سیم نصب کنم ولی وقتی می زنم بوت از روی دیسک زنده یه صفحه سیاه می آید و ارور می دهد. یعنی فقط روی نت بوک نصب می شه؟؟؟
مقاله ی خیلی خوبی بود
برای بهروز ملاقات با روانکاو رو توصیه میکنم. مگر اینکه ایشان خود ِ شاتلورز باشند.
من با دیدن این مقاله یه ایده ای راجع به لپتاپ کند پدر و مادرم گرفتم که سخت افزارشون رو بدم دست این سیستم.
ولی محدودیت های احتمالی این سیستم من رو برحذر داشت.
ولی در ادامه فهمیدم که در خانواده ی بزرگ لینوکس، ما کلی دیستریبیوشن سبک وزن داریم!
نمونش Lubonto که مخفف Light weight Ubuntu است.
ناراحتم که چرا فراموش شد
خوشحالم که روحش با Tizen جون دوباره گرفت
پس
سلام Tizen!